برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
میگفت هرشب موقع خواب گریه میکنه و میخوابه...
میگفت دعا کنم شرایطش خوب شه
میدونی امشب از خدا چی خواستم موقع خواب؟
برا منم شرایطو جور کنه جایی برا تنهایی داشته باشم که لااقل بتونم گریه کنم...
یه جور باید سرریز بشه اینهمه استرس و تشویش و سردرگمی و نیاز و سرخوردگی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
غم انگیز تر از این هم هست که پایان تمام دوست داشتنها از هر نوعی، به رفتن ختم میشه...؟
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
سرچ میکنم دسر " اُمِّ علی" تا دستورش بیاد. یه دسر عربی لذیذ بخوریم.
مواد لازم رو نوشته : کورن فلکس! و شیر خشک!
آخه ام علی تو بیابونای عربستان, کورن فلکسش کجا بود لعنتی!
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
یکی دیگه از خوبیای نماز جماعت اینه حتی وقتی دیر رسیدی , نمیگن فرصتت سوخت،تو باختی، دیگه نمیتونی بیایی، برو...
میگن بیا,ولی یواش بیا...جوری بیا که اومدنت نظم ما رو بهم نزنه...جوری خم و راست شو و تفاوت دیراومدنتو جبران کن که نه تو تباه شی نه نظم ما...
بیا که حتی "تو"ی جامونده هم عظمت ما رو باشکوه تر میکنی...بیا و با ما متحد شو, بیا که صف های ما حتی با دیراومدنت کاملترم میشه عزیز خدا...
.
.
مسجده که اینروزا میتونه دل زخم خورده و ضربه های روحیمو درمون کنه...
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی
برچسب:
نویسنده: پرهام ایمانی